mamane_radin

زمین خوردن رادین

امروز سر کار نرفته بودم و وقت داشتم که به خونه برسم، واسه همین تصمیم گرفتم که اتاق خوابمون رو گردگیری کنم . شروع به کار کردم و 3 ساعتی وقت گذاشتم و مدل اتاق رو هم عوض کردم . خیلی خسته شده بودم و رادین هم خوابش می اومد.دراز کشیدیم رو تخت و بهش شیر دادم که هر دومون خوابمون گرفت و خوابیدیم. یهو با صدای ترق بیدار شدم و صدای گریه رادین بلند شد . حیوونکی رادین از روی تخت افتاده بود زمین.فقط خدا رحم کرد که چیزیش نشده بود ،یه کمی ابروش سرخ شده بود اما خیلی گریه کرد. فداش بشم که فقط به خاطر بی احتیاطی من بلا به سرش میاد ...
8 اسفند 1389
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به mamane_radin می باشد